پاسخ مادرزندانى خاموش سعيد زينالى به اژه‌ای در مورد بازداشت او

سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوال جارپرس درباره بازداشت سعید زینالی در پرونده کوی دانشگاه در سال 78 و مفقود شدن 17 ساله او و همچنین بازداشت والدین این متهم به دلیل پیگیری پرونده فرزندشان اعلام کرد: سوال اینجاست که این فرد کجا بازداشت شده است و چه زمانی این بازداشت صورت گرفته است؟ این تنها یک ادعا است که از سوی شما مطرح می‌شود و نمی‌توان براساس آن اظهار نظر کرد.

وی اضافه کرد: بعضاً خبرنگاران باید خود را مقید به رعایت برخی مسائل بدانند و این فقط من نیستم که باید خود را مقید بدانم و نمی‌شود گفت متهم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده اما سندی برای این ادعا ارائه نشود.

ممکن است زینالی مفقود شده‌ باشد

محسنی‌اژه‌ای اضافه کرد: تا به امروز علیرغم تلاش‌هایی که درباره کشف بازداشت یا عدم بازداشت آقای زینالی انجام گرفته٬ نمی‌توان به صورت مستند ادعایی مطرح کرد. البته ممکن است آقای زینالی مفقود شده‌ باشند که این اتفاق بسیار می‌افتد و ما هم قبول داریم و حتی ممکن است تا مدتی پیدا نشود اما تا جایی که بنده خبر دارم و با پیگیری‌هایی که انجام گرفته و همچنین بنابر شواهد و قرائن هیچ مدرکی مبنی بر این بازداشت در اختیار نیست و من در‌‌ همان زمان پیگیری‌های بسیاری از سیستم اطلاعاتی، نیروی انتظامی، بازداشتگاه و دیگر نهاد‌ها انجام دادم و هیچ مدرکی مبنی بر بازداشت وی حاصل نشد.

محسنی‌اژه‌ای گفت: از شما خواهش می‌کنم به هیچ عنوان از این موضوع نگذرید و همین‌جا اعلام می‌کنم که آمادگی دارم که اگر یک نهاد امنیتی ادعایی درباره بازداشت او یا بازداشت خانواده‌اش مطرح کرده، پرونده را بررسی کنم تا این مسئله روشن شود.

او ادامه داد: باید بررسی شود این نهاد امنیتی که شما ادعا می‌کنید، کدام نهاد است و چگونه است که این نهاد تا به امروز چنین مطلبی را عنوان نکرده اما شما از آن باخبرید! باید مشخص شود که این گزارش به چه کسی ارائه شود، آیا این گزارش به شما ارائه شده یا به خانواده این فرد ارائه شده است!؟

سخنگوی دستگاه قضا یادآور شد: ما خواهان روشن شدن این داستان هستیم چرا که موارد دیگری از این دست وجود دارد. گاهی خانواده‌ای اعلام می‌کند که فرزندش بازداشت شده و سوال اینجاست که چه‌کسی این بازداشت را تایید می‌کند و در صورت صحت آن معلوم نیست این بازداشت به چه دلیل صورت گرفته‌است.

محسنی اژه‌ای تصریح کرد: شخصاً این موضوع را پیگری می‌کنم و خود شما را هم در جریان نتیجه آن قرار می‌دهم اما به شرطی که ابتدا مشخص شود کدام نهاد امنیتی این ادعا در خصوص بازداشت زینالی را مطرح کرده‌است. طرح یک ادعا آن‌چنان آسان نیست و از شما انتظار داریم شما هم اگر سند یا مدرکی دارید، ارائه کنید.

  

پاسخ مادر سعيد زينالى به محسنى اژه اى:

 خانم نقابی در بخشی از پاسخ خود به محسنی اژه‌ای آورده است: «براى بازداشت کدام زندانى سیاسى به خانواده‌اش سند مکتوب مى‌دهید که به من داده باشید؟ وقتى خودم و دخترم را دستگیر کردید سند دادید؟ وقتى یک‌ماه پیش همسرم را دستگیر کردید و من تا شش روز اصلا نمی‌دانستم همسرم را کجا برده‌اید،براى بازداشتش به من سند دادید؟ و ١٧ سال پیش براى سعید به من سند داده شده که حالا من آن را ارائه دهم؟»

متن کامل پاسخ «اکرم نقابی» مادر «سعید زینالی» به شرح زیر است:

چند ماه پیش به دلیل این‌که از من ایراد گرفته بودند که چرا با رسانه‌ها و خبرنگاران بیگانه مصاحبه مى‌کنى به نمایشگاه مطبوعات رفتم و با خبرنگاران داخلى در مورد وضعیت سعید صحبت کردم، علی‌رغم ناامیدى‌ام از این‌که حتى یکى از خبرنگاران داخلى صداى مرا به مسئولین برساند، مطلع شدم دو روز پیش در نشست خبرى آقاى اژه‌اى بالاخره خبرنگارى سؤالى در مورد وضعیت و سرنوشت سعید از ایشان پرسیدند و آقاى اژه‌اى در جواب گفته‌اند که «مدرکى دال بر این‌که سعید زینالى بازداشت شده وجود ندارد» و ممکن است بعضا افرادى مفقود شوند و براى اثبات بازداشت شدن سعید از ما سند و مدرک می‌خواهند!

ضمن تشکر از آن خبرنگار محترم با توجه به جواب آقاى اژه‌اى که من را به خانه اول برگرداندند، اعلام می‌کنم حالا که با شگفتى می‌بینم جاى ما و شما عوض شده و با گذشت ١٧ سال این ما هستیم که باید مدرکى براى بازداشت پسرمان ارائه دهیم، من هم به خانه‌ى اول و روزِ اول برگشته و دوباره تمام آن مسائل را توضیح مى‌دهم.

من اکرم نقابى مادر سعید زینالى به چشم خود دستگیرى سعیدم را توسط سه نفر از ماموران مسلح امنیتى، که نمی‌دانم وابسته به کدام ارگان بودند، دیده‌ام، سعید من مفقود نشد بلکه براى ١٠ دقیقه سؤال و جواب توسط مامورین امنیتى بازداشت شد.

حالا از من سند می‌خواهید؟! براى بازداشت کدام زندانى سیاسى به خانواده‌اش سند مکتوب مى‌دهید که به من داده باشید؟ وقتى خودم و دخترم را دستگیر کردید سند دادید؟ وقتى یک‌ماه پیش همسرم را دستگیر کردید و من تا شش روز اصلا نمی‌دانستم همسرم را کجا برده‌اید،براى بازداشتش به من سند دادید؟ و ١٧ سال پیش براى سعید به من سند داده شده که حالا من آن را ارائه دهم؟ سند قابل ارائه من به شما این‌هاست:

چندین تماس با منزل‌مان از زندان اوین (گرفته) شد که تماس گیرنده خودش را فردى از اطلاعات اوین معرفى کرد و خبر سلامتى سعید را به ما داد، یا در یکى از تماس‌ها در مورد فعالیت‌هاى سعید از من سؤال کردند و تماس خود سعید که حال من خوبه و پیگیر کارم باشید.

سند دیگر، تفتیش غافل‌گیرانه مامورین مسلح امنیتى که بدون مجوز و اعلام هویت‌شان، تمام مدارک و کتاب‌هاى سعید را بردند و با وجود اصرار ما براى معرفى خودشان و دلیل این‌که چرا منزل‌مان را تفتیش مى‌کنند تنها چیزى که دستگیرمان شد این بود که شخصى که از طرف همکارانش «سید» خطاب مى‌شد به ما گفت که «پسرتان وارد یک‌سرى مسائل سیاسى شده که باید بررسى شود.»

سند دیگر، پیگیرى‌هاى مستمر من در این ١٧ سال و جواب‌هاى مسئولین وقت مثل آقایان سالارکیا، نقدى، کوثرى، سرهنگ فاطمى و موسوى خوئینى و… که هر کدام سر بسته و در حد توان‌شان بازداشت سعید را کتمان نکرده و فقط گفتند «تا تکمیل پرونده سعید صبر کنید ما به شما خبر مى دهیم فعلا کارى از دست ما بر نمى‌آید»، و افراد دیگرى که در آن زمان هر کدام سمت مهمى در حکومت داشتند و به دلایلى از کشور خارج شدند که نهایتا آن افرادى که در حال حاضر در کشور حضور دارند به دلایلى از زیر بار آن جواب‌ها شانه خالى مى‌کنند و آن افرادى که در کشور نیستند را شما به رسمیت نمى‌شناسید.

سند دیگر، اجبارتان به بازخرید کردن پدر سعید، بعد از ٢٨ سال و ۶ ماه خدمت در وزارت صنایع که مدتى بعد از بازداشت سعید، پدرش از حراست وزارتخانه خواسته شد و گفتند که خواسته شده شما به کارتان خاتمه بدهید و وی را مجبور کردند تا خود را بازخرید کند، کارى که هیچ انسان عاقلى با ٢٨ سال و ۶ ماه سابقه خدمت انجام نمى دهد مگر این‌که واقعا مجبور شده باشد.

سند دیگر، گفته‌هاى بازجوهای‌تان در بازداشت خودم و دخترم که: «دنبال دو تا پاره استخوان می‌گردید، ما دیگر چیزى نداریم به شما بدهیم» یا پیشنهاد بازجوی‌تان که «اگر مى‌خواهى خانواده‌ات و فرزندان دیگرت را دچار مشکل نکنى خودت را به نحوى آرام کن، ما سنگ قبر نداریم که به تو بدهیم، برو قطعه‌ى شهدا، یکى از شهدا را انتخاب کن و به جاى سعیدت با او درد و دل کن تا آرامش بگیرى.»

در نهایت از این دست سندها بسیارند که ارائه کردن تک تک‌شان به صورت جزء به جزء هم از حوصله خواننده‌ى این متن خارج است هم بعد از ١٧سال ذهن من یارى نمى‌کند دلایلم را براى اثبات این‌که «سعید من» را حکومت دستگیر کرده مو به مو بشکافم. الان هم اشاره مستقیم من به طور خاص به هیچ‌کدام از ارگان‌هاى سپاه، وزارت اطلاعات و نیروى انتظامى نیست بلکه به کل مجموعه است، حتى اگر هر کدام از ارگان‌ها من را جلوى دوربین بنشانند و بخواهند که بگویم من به طور خاص از آن ارگان شکایتى ندارم و فرزندم را آن‌ها بازداشت نکرده‌اند و هر کدام‌شان از زیر بار مسئولیت شانه خالى کنند که فقط خود را مبرا کنند، مى‌گویم که با توجه به سر نخ‌هایى که در این سال‌ها به دست آورده‌ام حتى اگر سند مکتوب نداشته باشم و شما به هر دلیلى از زیر بار مسئولیت‌تان (در قبال فرزندم، شهروندى که مى‌دانم روزى به دلیلى توسط این مجموعه بازداشت شده) شانه خالى کنید و تمام این دلایل و مستندات من را نادیده بگیرید و منکر فرزندم شوید، من با استناد به همین اسناد از کل مجموعه جمهورى اسلامى ایران و از مسئول این مجموعه خواستار روشن شدن وضعیت و سرنوشت فرزندم «سعید زینالى» هستم.

Advertisements

نامه بيمارى زندان مسعود عرب چوبدار به احمد شهيد 

بیماری این زندانی سیاسی محبوس در بند4 سالن 12 زندان رجایی شهر از نوع نورولوژی است که بر اثر شکنجه های دوران بازداشت ایجاد شده است. دوران محکومیت وی به پایانرسیده اما مسئولین با زیر پا گذاشتن قوانین از آزادی وی جلوگیری به عمل آورده و او را تهدید کرده اند

مسعود عرب چوبدار طی نامه ای به احمد شهید از وضعیت نامساعد جسمانی، بیماری های متعدد عدم درمان و سرقت داروهایش گفته است.

  

 

بیماری این زندانی سیاسی محبوس در بند4 سالن 12 زندان رجایی شهر از نوع نورولوژی است که بر اثر شکنجه های دوران بازداشت ایجاد شده است. دوران محکومیت وی به پایانرسیده اما مسئولین با زیر پا گذاشتن قوانین از آزادی وی جلوگیری به عمل آورده و او را تهدید کرده اند.

این زندانی سیاسی ضمن نگاشتن مشکلاتش اعلام اعتصاب غذا و دارو نیز کرده است.

این جنازه را قبل از تدفین کالبد شکافی کنید

خطاب به احمد شهید 

اینجانب مسعود عرب چوبدار که قریب به سه سال است که در زندان های حکومت آخوندی جمهوری به اصطلاح اسلامی برای بار پنجم به سر می برم را حتما می شناسید. 

با توجه به اتمام دوران محکومیت خود هم اکنون مسئولین مرتبط حتی بیماری هایم را نادیده گرفته و تازه شروع به تهدید نمودن اینجانب در مورد دستکاری در پرونده و روال معمول آزاد شدن از زندان نموده اند. فعلا در زندان رجایی شهر که بیشتر به گورستان شباهت دارد به سر می برم. از دسترسی به داروهایی که به آنها نیاز مبرم دارم جلوگیری به عمل آمده و قسمت عمده این داروها به سرقت رفته است. ازآنجایی که در جمهوری اسلامی دکل نفتی هم یک شبه ناپدید می شود گم شدن داروهای من چیز ناچیزی است. بیماری من از نوع نورولوژی بوده که در اثر شکنجه های ماموران امنیتی در بازداشتگاه سپاه برای بنده اتفاق افتاده و با مرگ دست و پنجه نرم می کنم. به دلیل بی توجهی و عدم رسیدگی ها در خصوص این قضایا به ناچار دست به اعتصاب غذا و دارو می زنم و چنانچه این وضعیت تا چند روز آینده ادامه پیدا کند اعتصاب را به صورت خشک یعنی عدم استفاده از مایعات ادامه خواهم داد.

جناب اقای احمد شهید سعی کردم به صورت مختصر موارد بسیاری از ستم هایی که به من در این سیستم روا داشته شده است را به شما بازنمایی کنم. 

شاید من هم همانند دوستانم شاهرخ زمانی، افشین اسانلو، محسن دگمه چی، منصور رادپور و … توسط این جلادانی که در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند به آرامشی ابدی دست یافتم. به امید روزی که در این سرزمین و وطنم حقوق بشر معنی واقعی خود را بیابد.

مسعود عرب چوبدار زندانی سیاسی سالن 12

گورستان زندگان – فراموشگاه رجایی شهر

منبع: 

زندان رجایی شهر

سانیا بوبنه‌ویچ، شهروند کروات-سوئدی ساکن ایران، از سوی اطلاعات سپاه در گرگان بازداشت شد.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خانم سانیا بوبنه‌ویچ روز یکشنبه بیست و دوم آذرماه، در منزل مسکونی‌اش در گرگان، توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد. ماموران امنیتی، علاوه بر بازداشت، اقدام به تفتیش منزل مسکونی و ضبط برخی وسایل شخصی وی کردند.

 

   

خانم سانیا بوبنه‌ویچ که اصالتا کروات و تابعیت کشور سوئد را هم دارد، از سال ۱۳۸۳ به ایران مهاجرت کرده بود.

گفته می شود که یکی از دوستان سانیا بوبنه‌ویچ نیز به همراه وی بازداشت شده است.

سانیا بوبنه‌ویچ، ۴۸ ساله، مبتلا به بیماری ام‌اس و تحت درمان است و نیاز مبرم به رژیم غذایی ویژه و همچنین مصرف داروهای خاصی دارد که از سوئد برایش ارسال می‌شده است. یکی از دلایل ماندن وی در ایران و عدم بازگشت به سوئد نیز، “قرار داشتن در معرض آفتاب بنا به توصیه‌ی پزشکان” عنوان شده است.

نويسندگان خاموش روزبه گیلاسیان و الهه سروش‌نیا در بازداشتگاه اطلاعات سپاه

 

  روزبه گیلاسیان و الهه سروش‌نیا، زوج نویسنده‌ای که هفته‌ی گذشته بازداشت شده‌اند، در بازداشت اطلاعات سپاه به سر می‌برند.

بنا به اطلاع ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روزبه گیلاسیان و الهه سروش‌نیا، که ۲۳ آذرماه در گرگان و در منزل مسکونی‌شان بازداشت شدند، طی تنها تماس تلفنی که تاکنون با بستگان خود داشتند، خبر دادند که در بازداشت اطلاعات سپاه هستند.

از اتهامات انتسابی این دو نویسنده‌ی چپگرا کماکان اطلاعی در دست نیست.

الهه سروش‌نیا، دانش آموخته‌ی دانشگاه تبریز و دانشگاه علم و صنعت تهران در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد است.

روزبه گیلاسیان نیز، فارغ التحصیل رشته‌ی عمران از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در مقطع کارشناسی و رشته‌ی فلسفه‌ی علم در دانشگاه شریف در مقطع کارشناسی ارشد است.

وی نویسنده‌ی کتاب‌های متعددی از جمله “فلسفه در خیابان”، “انسان ماه بهمن”، “فال‌های عاشقانه”، “جزوه‌ی انقلاب”، “فیلسوف کوچولو” و “اکنون دانشگاه” است. گفتنی است که اغلب کتاب‌های وی از جمله انسان ماه بهمن(جستاری در سیاست‌های تربیتی از انقلاب ۵۷ تا امروزه) که در آن به تحلیل تحول سیاست‌های کنترلی زندان‌ها و دانشگاه‌ها روی زندانیان و دانشجویان پرداخته است، موفق به کسب مجوز چاپ از سوی وزارت ارشاد نشده و به صورت مستقل و اینترنتی انتشار یافته‌اند.

کانون نویسندگان ایران نیز، طی روزهای گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای به بازداشت این دو نویسنده اشاره و اعتراض کرده است.

يغما گلرويى شاعر خاموش در بازداشت

یغما گلرویی “شاعر و ترانه سرا” با هجوم نیروهای امنیتی به منزل وی بازداشت شد.

  

 روز گذشته دوشنبه ۹ آذر، یغما گلرویی، شاعر و ترانه سرا با هجوم نیروهای امنیتی به منزل و پس از بازرسی و تفتیش بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.

لازم به ذکر است که هنوز علت این دستگیری و نهاد بازداشت کننده وی مشخص نیست و اخباری از وضعیت این شاعر منتشر نشده است.

کتاب “من رویایی دارم” این شاعر و ترانه‌سرا، سال۹۳ در تهران رونمایی و بسیار پرفروش شد.

كوروش بخشنده فعل كارگرى خاموش شد.

کوروش بخشنده» فعال کارگری سرشناس سنندجی، صبح امروز پنج‌شنبه ۱۴ آبان‌ماه ۱۳۹۴، بر اثر ایست قلبی در زادگاهش جان سپرد.

  
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این فعال کارگری از اعضای «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» و عضو هیات اجرایی «کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد» در حالی دچار ایست قلبی شده که پیش‌تر در بیمارستان «رجایی تهران»، تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته بود. پزشک معالج او را از انجام برخی فعالیت‌های روزانه منع کرده بود و قرار گرفتن در شرایط استرس‌آور را به صورت اکید، برای سلامتی وی مضر دانسته بود.
این فعال کارگری در ۱۶ اسفندماه ۱۳۹۳، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از گذشت دو ماه در ۱۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.
«کوروش بخشنده» سپس در ۲۸ مهرماه ۱۳۹۴، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان سنندج طی دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۸۸۷۱۳۳۰۰۲۰۷، به اتهام عضویت در «کومله»، شرکت در مراسم‌ها و راهپیمایی‌های اعتراضی و همچنین عضویت در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» برابر با ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.
حکم صادره علیه این فعال کارگری به دلیل “بیماری و کهولت سن” و همچنین برابر با ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامی، به ۳ ماه و ۱ روز حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.
گفته شده «کوروش بخشنده» در جلسه دادگاهی خود در ۲۰ مهرماه ۱۳۹۴، “تمامی اتهامات امنیتی و وابستگی به احزاب اپوزیسیون خارج از کشور را تکذیب و فعالیت‌های کارگری خود در کمیته هماهنگی را غیر قانونی ندانسته و از آن دفاع کرده بود.”

زندانى خاموش اميد على شناس

ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امید علی شناس، فعالی مدنی زندانی در بند هشت زندان اوین، با گذشت یکسال از بازداشت و با وجود صدور قرار وثیقه در روزهای ابتدایی پس از بازداشت، در وضعیت بلاتکلیف به سر می برد و در شرایط بند هشت زندان اوین روزگار میگذراند.

  

سیمین عیوض زاده، مادر امید علی شناس در ارتباط با روند بازداشت او از روزهای ابتدایی این رویداد به خبرنگار هرانا گفت: “در ماه اول بازداشت به ما گفتند که با توجه به وضعیت امید ما یک هفته بیشتر ایشان را نگه نمی داریم. پس از دو هفته که من هر روز به دادسرا مراجعه می کردم، بازپرس پرونده آقای خورشیدی به من گفت که برای امید وثیقه صد میلیون تومانی صادر شده است و با سند می تواند آزاد شود.”

مادر این فعال مدنی در بند با ذکر این مطلب که “روز بعد ما سند را بردیم ولی گفتند که آزاد نمی شود و فعلا اینجا می ماند” ادامه داد: “در تمام مدت این یکسال ما مراجعه کرده ایم و گفته ایم که ایشان قرار وثیقه دارد و قانونا ماندن امید در زندان درست نیست و حتی در برخی موارد خودشان هم اعلام کرده اند که نگه داشتن امید در زندان به دلیل داشتن وثیقه غیرقانونی است. ولی به هر حال نپذیرفتند.”

  

عیوض زاده در ارتباط با برگزاری دادگاه این فعال مدنی زندانی و مراحل مختلف پرونده او به خبرنگار هرانا توضیح داد که “دادگاه امید هم تشکیل شد و توسط مقیسه قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب حکم ده سال را به او دادند. تقاضای تجدیدنظر کردیم و شعبه تجدیدنظر هم مشخص شده است. پرونده به شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب و اقای زرگر برای تجدیدنظر ارجاع شده است. چندین بار به این شعبه مراجعه کرده ام. خود آقای زرگر را که اصلا نمی شود دید و ایشان هیچ کس را نمی بیند. ایشان در آنجا همکاری به نام قمی نژاد دارد. دو بار با آقای قمی نژاد صحبت کردم. با ایشان راجع به قرار وثیقه حرف زدم.”

مادر امید علی شناس همچنین در مورد پیگیری های خود در ارتباط با اجرای قرار وثیقه فرزندش گفت: “ایشان گفتند که قرار وثیقه باید در دادگاه بدوی ارجاع می شد. به ایشان گفتم که آنجا نیز به من گفتند که این قرار باید در دادسرا اجرا می شد. در دادسرا به من گفتند که در دادگاه بدوی اجرا می شود. الان هم شما اینجا می گویید که آنجا باید اجرا می شد. گفتند شما به دادگاه بدوی بروید و پرونده را به این دادگاه برگردانده و قرار وثیقه را اجرا کنند. من به دفتر آقای مقیسه (قاضی پرونده در مرحله بدوی) رفتم گفتند که در دادگاه تجدیدنظر باید اجرا کنند و خودشان توانایی اجرا دارند. در طول یکسال گذشته سر مسئله وثیقه فقط ما را به همدیگر پاس دادند و با غیرقانونی اعلام کردن مسئله هرکسی به گردن کس دیگری می انداخت.”

سیمین عیوض زاده همچنین در پاسخ سوالی در ارتباط با زمان دادگاه تجدیدنظر گفت: “دادگاه تجدیدنظر تاریخ مشخصی اعلام نشده است. میگویند که ما نمی توانیم به شما بگوییم. چون پرونده های زیادی داریم باید پرونده در نوبت رسیدگی شود.”

مادر امید علی شناس در ارتباط با وضعیت کنونی فرزندش ادامه داد: “امید همچنان در وضعیت بلاتکلیف به سر می برد. و حاضر هم نیستند که قرار وثیقه را اجرا کنند در حالی که در این مرحله هم می توانند این کار را بکنند و قبلا هم این کار را کرده اند. می توانند با وثیقه آزاد کنند تا دادگاهشان تشکیل شود و حکم قطعی صادر شود. ولی اینکار را نمی کنند.”

سیمین عیوض زاده با اشاره به موارد دیگری که در روند های دادرسی اتفاق افتاده می گوید: “اینها برای افراد خودی راحت این کارها را می کنند و تا زمانی که حکم قطعیشان صادر نشده پایشان به زندان نمی رسد و اگر هم بروند معلوم نیست که در زندان هستند و یا بلافاصله مرخصی میگیرند. به هر حال وضعیت ایشان با بچه های ما فرق می کند.”

سیمین عیوض زاده در پاسخ به سوالی در ارتباط با محل نگه داری فرزندش در بازداشتگاه اوین و شرایط بند توضیح داد که “امید همچنان در بند هشت است و همچنان وضعیت خوبی ندارد. قدری این بند از زندانیان عادی خالی شده است ولی همچنان مشکلات و مسائل مربوط به این بند را دارد. هنوز تعداد به نسبت بند زیاد است. نسبت به قبل خیلی بهتر شده است اما همچنان تعداد زندانیان این بند زیاد است.”

مادر این فعال مدنی بازداشتی در بند هشت زندان اوین درارتباط با بازرسی های این بند به خبرنگار هرانا گفت: “بازرسی های وقت و بی وقت دارند و به اتاقها می ریزند و وسایل را به هم می ریزند. همین دو هفته پیش به اتاقهای بچه ها ریخته بودند که به اصطلاح بازرسی کنند. بچه ها را در این گونه مواقع به صورت اجباری به حیاط بند می فرستند. وقتی گفته بودند که این تخت ها مربوط به زندانیان سیاسی است، تخت امید و یک زندانی دیگر را به هم ریخته بودند و مواد غذایی آنها را خورده و یا برده بودند و رفتار بسیار توهین آمیزی داشتند. امید و دوستانش وقتی وضعیت را پس از بازگشت به بند دیده بودند بسیار ناراحت شده و شکایتی نیز به رئیس زندان نوشتند.” خانم عیوض زاده در ادامه گفت: “البته اینها عمدی نیست و سرباز هستند که هرکاری بخواهند می کنند. زمانی هم هست که وقتی می گویند این وسائل مربوط به زندانیان سیاسی است، به وسائل ایشان کاری ندارند. چون عموما آنها به دنبال مواد مخدر در بند می گردند. ولی به هر حال گاهی این آزار و اذیت ها انجام می شود.”

سیمین عیوض زاده در ارتباط با وضعیت غذایی بندی که فرزندش در ان زندانی است توضیح می دهد که “وضعیت غذایی انها بسیار بد است. ولی باز زندانیان با خرج خودشان زندگی می کنند و روزگار می گذرانند و در واقع خرج زندان را خانواده ها برعهده گرفته اند.”

مادر امید علی شناس در پاسخ سوالی مبنی براینکه آیا اعلام شده است که چه زمانی این وضعیت بلاتکلیفی پایان می پذیرد پاسخ داد که “هیچ زمانی اعلام نکرده اند. استدلال هم می کنند که اگر ما اعلام کنیم شما در آن روز هشت صبح اینجا هستید. در حالی که در زمان دادگاه هم خانواده و وکلا بودند.”

امید على شناس، ١٣ شهریور سال گذشته بازداشت و به بند دو-الف سپاه پاسداران منتقل شد و علی‌‌رغم صدور قرار وثیقه ١٠٠میلیون تومانی، دادگاه بدوی و قبلا دادسرا به دلایل نامعلومی از پذیرش وثیقه خودداری کردند.

آقای علی شناس به دلیل فعالیت های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و توهین به رهبری به ۱۰ سال زندان محکوم شد، دادگاه وی به همراه سه فعال مدنی دیگر، در کمتر از از پانزده دقیقه، توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد و مجموعا به ۳۸ سال زندان محکوم شدند.

مطابق دادنامه، فعالیت های مجازی و انتشار مطالب انتقادی درباره وضعیت حقوق بشر و اعدام در ایران، همدلی و همراهی با خانواده های زندانیان سیاسی و خانواده های زندانیان محکوم به اعدام، شرکت در تجمعی در دفاع از کوبانی، همدلی با خانواده های قربانیان حوادث سال ۸۸ و ارتباط با فعالین حقوق بشر، مستند اتهاماتی است که به این فعال مدنی وارد شده است.

به اعتقاد مشاورین حقوقی هرانا، دادنامه صادره علیه این فعالین مدنی که تصاویر آن پیشتر از سوی هرانا منتشر شد، حاوی اشتباهات فاحش حقوقی است که در صورت رسیدگی جدی و دقیق شانس تغییر حکم را در دادگاه تجدید نظر تا حد زیادی افزایش خواهد داد.

به گزارش هرانا، بند هشت در حال حاضر یکی از بدترین بندهای زندان اوین است که در آن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی علیرغم اصل تفکیک جرائم همراه با زندانیان غیرسیاسی و بعضا خطرناک نگهداری می شوند.